دشتی ها


خونه
تماس
 

۱۳۸٩/۸/٢٧

 

نجیرم و...(2)

 

5. و اما نجیرم!
   شهری تاریخی ... شهری گمشده . شهری آباد در ساحل ماندستان باستانی . شهری در این سو یا آن سوی مصب رود سکان ؟ آن جایی که مند پس از گذشت چندصد کیلومتر به پایان می رسد و دل به دریا می سپرد !
   پاسخ دهنده در پاسخ خویش به خوانندگان محترم نصیر وعده داده اند که "در آینده ای نزدیک اطلاعات جامع در این خصوص [نجیرم] ارائه می گردد" . از قضا بنده هم حدود سه سال پیش مقاله ای مفصل در خصوص " نجیرم" نوشته ام  که چون هم چنان به دنبال منابع و کنکاش بیشتری می باشم تاکنون از چاپ آن خودداری کرده ام اما چون ایشان خود را "بر اساس قرابت و خویشی" جدا از مردم دوست داشتنی ! دشتی ندانسته اند و از طرفی هم بنده علاقمند به تمامی اهالی محترم دشتی و خویشان و خویشاوندان ایشان هستم خالی از لطف و بی مسما ندیدم در پایان به پاس الطاف محبت آمیز پاسخ گوی بی نام و نشان تعدادی منابع و اسناد تاریخی و یا بخش هایی از تحقیق ها و پژوهش هایی که در آنها به " نجیرم " و جای-گاه آن اشاره ای رفته است به اختصار معرفی کنم مبادا که این محقق بزرگوار به این منابع و دیگر منابعی که در اختیار بنده است آشنایی یا  دسترسی نداشته باشند و این منابع ارزشمند از قلم مبارکشان! بیافتد و نتوانند اطلاعاتشان را آنچنان که خود ذکر کرده اند به صورت "جامع" ارائه کنند .

الف : کتاب ها :
    1. " مسالک و ممالک"  نوشته ابواسحق ابراهیم اصطخری ( نوشته شده در بین 318 تا 321 هـ .ق ) .
   در این کتاب در مجموع 5 بار از نجیرم یاد شده است: صفحه های 36، 100، 117،119 و 123 .
   در خصوص سیف آل ابوزهیر می نویسد : گ... و جعفر بن ابی زهیر- جعفر آنست کی هرون الرشید گفته بود کی اگر نه آنستی کی جعفر نیک نشنود وزارت به وی دادمی، مظفر بن جعفر ملک دستقان او دارد و خداوند شمشیرست ، و از حد جنابه تا نجیرم اوراست ". /ص 123/
   طبق تقسیم بندی نخستینن در شمال خلیج فارس حدفاصل گناوه تا جزیره کیش سه سیف یعنی کناره وجود داشته است که هرکدام به نام قبیله ای از قبایل مهاجر عرب نام گذاری شده بوده است که شمالی ترین این سیف ها ، سیف زهیر از رودخانه مند یعنی از نجیرم تا گناوه (جنابه) امروزی امتداد داشته است و اصطخری در این کتاب دو بار به این مهم اشاره می کند و سیف مظفر را بین نجیرم تا جنابه معرفی می کند ضمن آنکه در نقشه ای که در کتاب فوق به چاپ رسیده است و در بخش نقشه ها به آن  اشاره خواهیم کرد به وضوح نجیرم را در شمال رود سکان(مند) ترسیم کرده است . 

 


      2.  سفرنامه ابن حوقل با عنوان "ایران در صوره الارض" که در حدود سال 367ه.ق(977م) یعنی در نیمه دوم قرن چهارم نوشته شده است .
در این کتاب نیز در مجموع 5 مرتبه از نجیرم سخن گفته شده است .
   در صفحه 7 بلافاصله بعد از جنابه به نجیرم اشاره شده است :"...در این کرانه ها در پیشاپیش دریا میان جنابه و نجیرم ، دیهها و کشتزارهایی و نیز مساکن پراکنده بسیار گرم وجود دارد ".
   صفحه های 32 و 33 : در شرح نامها و عنوان های نقشه فارس ابتدا شهرهایی که در کرانه خلیج فارس قرار دارند را از شمال به جنوب برمی شمارد و سپس به تشریح مکانی هر یک از آنها می پردازد .
   "شهرهایی که در کرانه دریا طرف راست قرار دارند عبارت اند از : مهروبان ، سینیز ، جنابه (گناوه) ، توج (توز) ، نجیرم ، سیراف و حصن ابن عماره "/ص32/
   در میان توج و نجیرم مصب رودی است که شهرهای ملجان و کمارج در طرف چپ آن قرار دارند ، و نیز در طرف چپ نجیرم مصب رودی است که از دریاچه سکان می آید و در طرف راست این رود شهرهای کهرجان و نابند واقع است و نیز در طرف راست آن در سر راه سیراف به شیراز در وسط نقشه شهرهای "جره" و "جور" (گور) قرار دارند  و آن طرف رود شهر کوار است  و در زیر نجیرم شهرهای صفاره و فهلو و غندجان است..."/ص33/  

 
      3. احسن التقاسیم فی معرفت الاقالیم تالیف  ابو عبدا... محمد بن احمد مقدسی که در قرن چهارم هجری (دهم میلادی) و در سال 375 هـ . ق  به زبان عربی نوشته شده است :
    در این کتاب نیز 5 بار از نجیرم سخن به میان آمده است که در صفحه 637 آن را چنین توصیف می کند:"نجیرم : نیز در کنار دریا است. دو جامع دارد که صحن یکی از سنگ تراشیده شده است. بازاری نزدیک در بیرون شهر دارد. از چاه و برکه ها می آشامند که از باران انباشته شده اند ".
     4. فارسنامه ابن بلخی که در  قرن 6 ق نوشته شده است.
     در این کتاب سه جا از نجیرم ذکر شده است :
     صفحه 141 : "جیرم و حورشی ، نجیرم شهرکی است و حورشی دیهی و جمله از اعمال سیراف است و گرمسیر عظیم است" .
     صفحه 152 : در ذیل نهر ثکان به وضوح به مکان نجیرم اشاره می کند : "نهر ثکان ، منبع این رود از دیهی است نام آن جترویه و این دیه را و ناحیتی را که معروفست بماصرم از اعمال شیراز آب دهد و همچنین می رود تا کوار و صمکان و خبر و کارزین و قیر و ابزر و لاغر و نواحی را آب دهد و بعضی از نواحی سیراف را آب دهد و آخر همه دیهی است نام آن ثکان و این نهر را بدآن بازخوانند پس میان نجیرم و سیراف در دریا افتد و در پارس هیچ رود از این پرفایده تر تیست ".
      صفحه 163 : که به فاصله شیراز تا نجیرم اشاره می کند : " و از شیراز تا نجیرم شصت و پنج فرسنگ ، چهار منزل تا غندجان هم برین راه کی یاد کرده آمد  بیست فرسنگ منزل پنجم بوشتکان هفت فرسنگ منزل ششم بوشکانات پنج فرسنگ منزل هفتم دیه شنابا ده فرسنگ منزل هشتم ماندستان هشت فرسنگ منزل نهم آخر ماندستان هفت فرسنگ منزل دهم نجیرم هشت فرسنگ" .


     5. معجم الادباء نوشته یاقوت حموی ( 574-626 ق ) :
   ایشان در زیر عنوان " ابراهیم بن عبدا... نجیرمی در صفحه 43 می نویسد :" ابوسعد سمعانی گوید: نجیرمی منسوب است به نجیرم که آن را گاه نجارم گویند و آن محله ای است در بصره . مولف گوید :  قول سمعانی درست نیست . البته طایقه ای از مردم نجیرم در یکی از محله های بصره زندگی می کنند و بدان نسبت داده می شوند . نجیرم قریه بزرگی است بر ساحل دریای فارس میان آن و سیراف پانزده فرسخ است . من آن را دیده ام . مردمش بیشتر بازرگانند ، آنجا را نیرم گویند . آنان ایرانی هستند از ایرانیهای امروز. خوراکشان میوه کنار و ماهی است" .
   6. جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی نوشته گای لسترینج (1854-1933 م) ترجمه محمود عرفان .
   در این اثر ارزشمند در دفعه های متعدد و بویژه در فصل هفدهم در توضیح ولایت "اردشیر خره" یکی از پنج ایالت پارس از "نجیرم" یاد شده است . در این اثر تحقیقی علاوه بر نقشه استان های فارس و کرمان (نقشه 6 صفحه 9-298) که در نهایت روشنی و وضوح نمایش داده شده است و مکان "نجیرم" را نیز با مقداری فاصله در شمال رود سکان (مند) ترسیم کرده است در چندین نوبت به ذکر جای گاه این بندر تاریخی پرداخته است و در تمامی موارد و به استناد کتب معتبر تاریخی و سفرنامه های جغرافی دانان بزرگ عربی قرون دوم تا ششم هجری قمری ، مکان "نجیرم" را در ابتدای سیف مظفر و در شمال رود سکان قلمداد کرده است :
   "قسمت های ساحلی کوره اردشیر خره را سیف ، یعنی کناره میگفتند و ایلات مزبور در ساحل خلیج فارس سه سیف داشت که همه آنها در منطقه گرمسیر واقع بود . یکی سیف عماره در خاور جزیره قیس و دیگر سیف زهیر در ساحل جنوبی ایراهستان و حوالی سیراف و بالاخره سیف مظفر در شمال نجیرم". /ص7-276/
   "در باختر سیف عماره و در امتداد ساحل دریا سیف بود که کران شهر عمده و سیراف و نابند دو لنگرگاه معروف آن ناحیه بوده اند . این ناحیه تا نجیرم ، واقع در آنطرف دهانه رود سکان ، امتداد داشت و آنطرف این ناحیه ، بطرف داخل ، ناحیه ایراهستان واقع بود ". /ص7-276/ 
   "نجیرم ، بندری کم اهمیت و در باختر سیراف آنطرف دهانه رود سکان ، در اول سیف مظفر واقع بود ، و این سیف تا جنابه واقع در ارجان امتداد داشت " . /ص279/
   لسترینج هم چنین در خصوص رود سکان می نویسد :
   "طویل ترین رودخانه های فارس نهر سکان است که ... و بالاخره ، پس از آنکه آبهای رودخانه فیروزآباد از شمال بآن ملحق میگردد بمسافت کمی در جنوب نجیرم بدریا میریزد " ./ص272/

  7. جغرافیای تاریخی فارس تالیف پاول شوارتس که طبق یادداشت مترجم – کیکاوس جهانداری- قریب یک صد سال پیش (1896) به عنوان رساله  ورود به دانشگاه و بر مبنای آثار جغرافی دانان عربی نویس به تالیف آن پرداخت و به تدریج  آن را ضمن نه دفتر در سال 1934 به پایان برد. (ص 13) .
     در این اثر در مجموع  8 بار از نجیرم یاد شده است .
     ایشان ابتدا نجیرم را جز مناطق گرمسیر فارس بر می شمارد سپس در توصیف ناحیه سیراف از قول اصطخری می نویسد:  "ناحیه سیراف به قول اصطخری دارای سه مسجد منبردار بوده است ، یکی در سیراف ، یکی در نجیرم و جم" . /ص 95/  
     شوارتس در ادامه و بر مبنای فاصله گذاری اصطخری که فاصله سیراف تا نجیرم را دوازده فرسنگی ثبت کرده است در تعیین مکان احتمالی نجیرم می نویسد:  " پس قاعدتاً باید آن را در حوالی دیر امروزی جستجو کرد." این در حالی است که اصطخری خود در ذکر نجیرم و نقشه هایی که ذکرشان رفت به روشنی مکان نجیرم را در شمال رود سکان (مند) نشان داده است . علاوه بر این پاول شوارش در توصیف  سیف آل ابی زهیر از قول اصطخری آن را از مرز نجیرم تا سرحد بنو عماره (ص 109) و در توصیف دشت دستقان که مرکز صفاره بوده است و مسکن مظفربن جعفر که سیف آل مظفر به عنوان شمالی ترین سیف پارس را به نام او خوانده اند می نویسد : "قلمرو این مرد مقتدر تمام دستقان و ساحل را از مرز جنابه (گناوه) تا مرز نجیرم شامل می شده است " .
     بدین ترتیب پاول شوارتس احتمال اولیه خویش را در صفحه های بعد زیر سئوال می برد چرا که در تمامی کتبی که از این دو سیف نام برده شده است مصب رود مند ، مرز دو سیف بوده است و به وضوح سیف مظفر را از نجیرم تا جنابه معرفی کرده اند .

ادامه دارد...

 
 

محمدم از دشتی کاکی خورموج کبگان سرمک کردوان چاوشی زیزار درازی : ٦:٢٩ ‎ب.ظ

 

۱۳۸٩/۸/٢٢

 

نجیرم و...(1)

 

" بی لکنت،نمی دانم شمابزرگواری که این مطلب را می خوانید از خوانندگان همیشگی وبلاگ دشتی ها هستید و یا...ولی اگر باشید حتما به این امر واقفید سعی وبلاگ این بوده و هست که از دشتی  و دشتی ها بنویسد و همیشه مسرور از گسترش وبلاگ های دشتیاتی و البته قلم فرسایی دشتیاتی ،امری که وظیفه است خاصه بر قلم بدستان شهرستان...حال در این پست و مطمنا در چند پست آتی مطلبی را خواهید خواند از یک  قلم بدست چیره دیارمان...  
مطلبی را که در ادامه خواهید خواند بی اغراق فراتر از یک جوابیه است و بی تردید فراتر ازیک مقاله است. چرا که همانطور که در چند پست آتی خواهید خواند شما هم با نگارنده موافق خواهید شد روند جوابیه بسیار پربارتر از آن است که خلاصه در آن شود امری که در قلم توانای جناب هادی اخلاقی ملموس است و همه ی افرادی که او را می شناسند معترفند صاحب قلم طلایی ،کم می نوسید ولی عالی می نویسد.اخلاقی پژوهشگر ،اخلاقی نویسنده ،اخلاقی منتقد ،اخلاقی عکاس و...هرگز دست به قلم نمی برد مگر بر او تسلط داشته باشد."
حال با این کوتاه مقدمه ضمن عذر از جناب اخلاقی از دیر انتشارش ،توجه شما بزرگواران را به این فرامقاله و عکس نقشه های  بی نظیرش جلب می کنم... 

 "به نام خدای دانش و راستی"


   متن زیر ابتدا برای چاپ در هفته نامه نصیر بوشهر نوشته شد اما درست در شب روزی که قرار بود آن را برای آن هفته نامه ارسال کنم شب نصیر صبح نشد و نهال زندگی اش قطع شد. پس ابتدا خواستم آن را در نشریه دیگری به چاپ برسانم که نشد . با این حال احساس کردم جواب ندادن به توهین های آن پاسخگویی که نه تنها حرمت این قلم را نگه نداشته بود بلکه حرمت شهرستان دشتی و مردمان صبورش و حتی حرمت تحقیق و تاریخ منطقه را هم زیرپا گذاشته بود ظلمی است به تمام مردمان دشتی و تاریخ باشکوه اش . کما اینکه بسیاری کسان از اهالی دشتی از شاعر و نویسنده و محقق گرفته تا مسئول و وبلاگ نویس و روزنامه خوانی که مطلب فوق را خوانده و یا شنیده بودند دادن پاسخ را از بنده طلب می کردند .
   با همه تهمت ها خوشحالم که مقاله "قلعه دختر لاور ساحلی" که بارها در نشریه ها و سایت های مختلفی به چاپ رسیده است خوانده شده است و خوشحال تر می شدم اگر که کسی به جای فحش و ناسزا تحقیقی علمی تر ارائه می کرد و یا به نقد و تحلیل آن دست می زد . به هر حال کوشیدم همه آن توهین ها و تهمت ها را به رسم مردم شریف دشتی به دست فراموشی بسپارم لذا آنچه در این نوشته نگاشتم همه از سر دوستی بوده و هست تا دوستان چگونه بخوانندش و چه بدانند و چه بنامندش!
   لازم می دانم از جناب آقای محمد شاکری مطلق مدیر محترم "دشتی ها" که فرصت پاسخ گویی را برایم فراهم کردند و موافقت کردند تا نوشتار زیر را به قضاوت خوانندگانش بگذارند با این امید که به دید پاسخ گوی محترم نیز برسد تشکر و قدردانی کنم . 
 

         

"کنایه به درمی زنم ای ترکیب تخته بند ،
تابوت تکلم تاریک من مشو !
چه بسیار کودکانی که درگمان گهواره خفته اند
"
/سیدعلی صالحی/

   جناب آقای لاوری مدیر مسئول و سردبیر محترم هفته نامه نصیر بوشهر
   با درود و سلام

   در شماره 547 مورخ 31 /5/89  نصیر بوشهر مطلبی از نویسنده ی  در پاسخ به مقاله اینجانب که گویا در تاریخ 27/3/89  در آن نشریه به چاپ رسیده بوده است!؟! با عنوان "میراث تاریخی شهرستان دشتی را به اهالی عزیزآن جا معرفی کنید!" در نشریه متبوع به چاپ رسیده است که لازم دیدم نکاتی را در پاسخ به مطالب توهین آمیز فوق به جناب عالی ، ایشان و سایر خوانندگان محترم هفته نامه نصیر بوشهر به عرض برسانم .
   1. طبق اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری چاپ هرمقاله ای می بایست با اجازه نویسنده و یا با ذکر منبع آن باشد که اینجانب پس از چاپ جوابیه مذکور از چاپ مقاله ام درآن نشریه باخبر شدم و چون شماره مورد نظر را ندیده و در اختیار ندارم امیدوارم چاپ آن حداقل با ذکر منبع بوده باشد اگرچه اخلاق حرفه ای حکم می کرد آن مقاله با موافقت اینجانب چاپ شود .
    2. ازآنجا که پاسخ دهنده محترم عدم آگاهی وآشنایی خوانندگان نصیر با جغرافیایی استان را بهانه چاپ توهین نامه شان کرده اند می بایست به اطلاع ایشان برسانم این مقاله برای اولین بار در روزنامه ایران به چاپ رسید و پس از چاپ مجدد آن در این روزنامه در سایت ها ، وبلاگ ها و نشریه های متعددی به چاپ رسیده است لذا این نویسنده اگر نمی خواهد کسی بداند "نجیرم" درحوالی شهرمحبوبشان نبوده است بهتر است مطلبشان را برای تنویر افکار عمومی خوانندگان تمامی این روزنامه ها ، سایت ها و وبلاگ ها بفرستد .
   همه کسانی که مقاله بنده را مطالعه کرده اند خوب می دانند آنچه در متن آمده است نه تنها خیال بافی نیست بلکه بر اساس کاوشها و جستجوهای میدانی و کتابخانه ای است و  اینجانب برای نگارش آن محل را مورد بررسی قرارداده ام . ده ها کتاب ، مقاله ، مجله و سایت را مطالعه کرده ام و یقین بدانید هیچ نیت ناصوابی چون تعصب های محلی پاسخ دهنده محترم در نوشتن آن مقاله دخیل نبوده است و تنها دلیل چاپ چنین مقاله ای شناساندن اثر تاریخی و ثبت شده "قلعه دختر لاورساحلی" و رازگشایی از راز و رمزها ، تاریخ ، کاربرد و معماری این اثر بوده است و بس. ضمن آنکه موضوع مقاله چنان که از عنوان آن مشخص می باشد "قلعه دختر لاور ساحلی" از توابع شهرستان دشتی است و نه شهر تاریخی نجیرم که فقط اشاره ای به آن شده است و پاسخ گوی بی آنکه به موضوع و محتوای مقاله نقد و نظر و توضیح و تحلیلی داشته باشد در منطق را بسته است و حریم ها را شکسته است و همان یک اشاره را پیراهن عثمانی کرده است برای زدن هرگونه تهمت و توهین غافل از آنکه "آیینه ها دچار فراموشی اند" "وقتی که بال های سراسیمه /باد را/ غربال می کنند" .
   3. مدت های مدیدی است که برخی از جوانان متعصب وکم دانش دیری -که حسابشان به حق و یقین از عموم شهروندان فرهنگ دوست ، شریف ، باشعور ، متدین  و هم چنین تحصیل کرده ها ، دانشگاهیان و چهره های علمی ، هنری و ادبی آن شهرستان که تعداشان هم کم نیست- جداست ، علم وامصیبتا به دست گرفته اند و به بهانه دفاع از داشته های تاریخی ، مرزهای جغرافیایی ، شخصیت های فرهنگی و حق وحقوق شهر و شهرستان شان زشت ترین الفاظ و القاب را به شهرستان دشتی و مردمان نجیب و صبورش نسبت داده و می دهند و براساس خیالبافی های بچگانه ، تفکر حقیرانه و تعصب کورکورانه تعصب را برتعقل ، تحریف را برتحقیق ، توهین را برتکریم و تقابل را برتعامل ارجع دانسته ، با تمامیت خواهی مطلق هر ارزشی درگذشته ، حال و آینده منطقه را متعلق و منتسب به خود می پندارند و در این راه از هیچ حرکت ضدارزشی دریغ نمی ورزند .
   اینان یک روز برای بدست آوردن پارس شمالی تجمع می کنند ، یک روز برای تملک کوه نمک چون جنگاوران باستانی به درون مرزهای سیاسی مناطق هم جوارشان یورش می برند و کلنگشان را بر زمین دیگری می کوبند ، یک روز از روی تمامیت خواهی و تفکر انحصار طلبی خواستار تغییر و حذف القاب و عنوان های تاریخی شخصیت های تاریخی و فرهنگی می شوند که در زمان خویش خود را مفتخر به دشتی بودن می دانستند و یک روز برای تملک تاریخ ، هرگونه تحقیق و تامل را که برخلاف میل وآرزوهایشان باشد با توسل به توهین از روی تعمد وتخیل می دانند .
   اثبات حقانیت و تعالی و توسعه هرشهر و دیاری نه تنها حق شهروندان بلکه وظیفه اجتماعی تک تک ایشان است . در تاریخ باشکوه دیر نیز شکی نیست . توسعه و تعالی شهر و شهرستان دیر نیز واجب است اما برای دستیابی به چنین هدف به حقی به یقین نیازی به تقابل ، توهین و تردید نیست.
    تاریخ ، توسعه و تعالی شهرستان دیر بدون شک جدای از تاریخ ، توسعه و تعالی مناطق هم جوار بویژه شهرستان دشتی نیست . تاریخ دیر هیچ گاه از تاریخ دشتی جدا نبوده است . قرابت های فرهنگی ، اشتراک های تاریخی ، نسبت های قومی و توسعه منطقه ای این دو شهرستان انکارناپذیر است . توسعه یا رکود هرکدام از این شهرستان ها ارتباط مستقیم با توسعه یا رکود دیگری داشته و دارد . این که چرا برخی از اهالی محترم دیر به این مهم توجه ای نداشته و ندارند جای بسی سئوال و در عین حال تاسف است ؟
   بر عهده فرهیختگان و دانش آموختگان دیری است که به چنین کسانی بیاموزندکه امروزه استراتژی مطرود و از رده خارج شده برد و باخت جای خود را به استراتژی برد-برد داده است و امروزه استراتژی برد و باخت دیگر هیچ جایی دراندیشه توسعه طلبانه و متعالی جهانی ندارد لذا برای توسعه و پیشرفت می بایست تعقل ، تفکر ، تحقیق و تعامل را مبنا و محور هر حرکت و رفتاری قرار داد .
    4. برای بررسی وکنکاش های تاریخی هر منطقه ای نیازمند دقت در جغرافیای تاریخی آن منطقه ایم . جغرافیای تاریخی عبارت است از بررسی جغرافیا یعنی مرزهای سیاسی آن منطقه در بستر زمان . وقتی در مورد تاریخ یک منطقه یا کشور صحبت می کنیم نباید مرزهای فعلی آن منطقه را ملاک عمل قرار دهیم به همین دلیل است که امروزه برای بررسی بسیاری از مناطق ، شهرها و اقوام درگذشته نیازمند بررسی آنها درجغرافیای تاریخی آن مناطق ، شهرها و اقوام هستیم که این جغرافیای تاریخی در بیشتر موارد با جغرافیای فعلی آنها همسان نیست. برای مثال وقتی از تاریخ هخامنشی صحبت می کنیم نباید تاریخ باشکوه آن دوران را محدود به مرزهای فعلی آن بدانیم و یا فقط همین محدوده امروزی کشورمان را مورد بررسی قرار دهیم در چنین صورتی حجم عظیمی از تاریخ ایران زمین در زمان این سلسله حذف خواهد شد . 
   وقتی درخصوص تاریخ منطقه ای چون دشتی صحبت می کنیم به معنای صحبت کردن در حدود مرزهای فعلی آن نیستیم . طبق تمامی اسناد وکتب در بیشتر ادوار تاریخی و تاقبل ازتقسیم بندی های فعلی سیاسی ، بیشتر یا تمام بخش های شهرستان دیر فارغ ازمقر حاکمان که در زمان های متفاوت از کاکی و بردخون تا دیر و خورموج متغیر بوده است جزیی از منطقه دشتی محسوب می شده است لذا هرگاه بخواهیم درخصوص تاریخ دشتی حرف بزنیم به عبارت دیگر بررسی پیشینه و تاریخ دشتی بدون بررسی پیشینه و تاریخ شهرستان فعلی دیر امری ناقص و نارواست .
   وقتی از نجیرم به عنوان شهر تاریخی صحبت می کنیم فارغ از اینکه در نزدیکی دیر، بردخون یا زیارت ساحلی امروزی واقع بوده است  درحدود مرزهای تاریخی ماندستان باستانی و دشتی تاریخی قرارداشته است پس لازم نیست محققی آن را به دروغ و عمد و براساس "تخیل و توهم و تمثیل های شبانه مادربزرگش"! آن را جزیی ازخاک و تاریخ باشکوه دشتی بداند که دانستن و عنوان این حقیقت تاریخی نه تنها به هیچ عنوان شکست و سرافکندگی دیر و دیری ها محسوب نمی شود بلکه همه اهالی شهرستان دیر می بایست هم چون تمامی اهالی دشتی مفتخر به داشتن تاریخ وگذشته مشترک اسلاف و پیشینیان منطقه خویش فارغ از هر نام و عنوانی باشند کما اینکه هیچ بعید نیست روزی شهرستان دیر از استان بوشهرامروزی جدا شود و یا اینکه بردخون ، آبدان و یا دیگر مناطق شهرستان دیر از این شهرستان تاریخی جدا و به شهرستان دیگری تبدیل شوند درچنان صورتی می شود از امروز بوشهر حرف زد اما از دیرسخنی نگفت؟!  و یا می توان از افتخارهای دیرامروزی نوشت و مثلا  از بردخون وآبدان امروزی ننوشت چرا که دیگر آنها خود به شهرستان دیگری تبدیل شده اند؟ برای مثال اگر امروز شاعر گران قدری چون دکتر مجید عابدی را از شهرستان شاعرپرور دیر می دانیم فردا روزی اگر بردخون از دیر جدا شد می توان ایشان را از لیست شاعران دیر امروزی حذف کرد؟ البته این اتفاق می تواند برای هر شهرستان دیگری نیز اتفاق بیافتد و دیر استثنا نیست .
   نویسنده محترم !
   برای بررسی های تاریخی می بایست دیدگاه و بینش تاریخی داشته باشیم . دیدگاه و بینش تاریخی تعصب خالی برنمی تابد اگرچه هر تاریخ پژوهشی لزوما بی تعصب نیست .
   تاریخ تعصب برنمی تابد . تاریخ تحقیق می طلبد . تحقیق تامل می خواهد . تامل نتیجه تعقل است . تعقل تکامل به همراه دارد . تکامل به تعالی می انجامد . تعالی با تعصب محقق نمی شود . تعصب تهدید می آورد . تهدید به تقابل می انجامد . تقابل به تباهی تاریخ ختم می شود پس بهترنیست به جای انکار به دنبال اثبات باشید؟ به جای تقابل به تعامل بیاندیشید؟
   بهتر نیست به جای تکفیر زنده نگه داشتن یاد و نام بزرگان منطقه و پاسداشت کسانی چون خالوحسین و علی سمعیل و مفتون و دیگران که دشتی بودن را افتخار خویش می دانستند وخود را منتسب به آن می کردند توسط مردم دانش دوست دشتی به نکوداشت و برپاداشتن یادمان چنین کسانی آستین همت بالا بزنید؟
   آیا بهتر نیست به جای جنجال و هیاهو بر سر اینکه پارس شمالی کجا باشد به فکر گسترش تجارت دریایی ، شکوفایی گمرک ، زیباسازی ساحل و... باشید و جانمایی چنین پالایشگاهی را به متخصصان واگذارکنید چرا که ساخت هر سازه و کارخانه ای براساس دانش مدیریت نیازمند بررسی های مختلف از جنبه های مختلف است ؟
   آیا بهتر نیست به جای اینکه بر سر تملک کوه نمک به اعمال و الفاظ ناخوشایند و زشت روی بیاورید با هم فکری و تعامل ، دانش آموختگان و مسئولان دو شهرستان را گردهم جمع کنیم و استفاده بهینه از ظرفیت های گردشگری ، تاریخی و طبیعی دو شهرستان را مورد بحث و بررسی قراردهیم ؟
   نویسنده !
   اگر پارس شمالی به شما داده شود ؟ اگر مدیریت کوه نمک به شما داده شود ؟ اگر برخلاف اکثر منابع تاریخی نجیرم را در حوالی دیر قلمداد کنیم مشکلات دیر حل می شود ؟ آیا کمبودهای شما مرتفع می شود؟ محرومیت های شما از بین می رود ؟ توسعه شما تضمین می شود ؟ بعید می دانم.
   شما اگر می خواستید در راستای گسترش صنعت توریسم و رونق اکوتوریسم گام بردارید چه استفاده ای از منطقه حفاظت شده مند کرده اید ؟ پارک ملی دیر- نخیلو چیز بی ارزشی است ؟ با سواحل زیبا و دل انگیزتان و کوه های رسوبی و ساحلی تان چه کرده اید ؟ از جنگل حرا و اسکله ها و... چه بهره ای برده اید؟
   آیا می دانید آمدن صنعت نفت و گاز چه اثرهای زیست محیطی خاصه برای سواحل بکر و حیوانات حفاظت شده و در خطر انقراضی مانند لاک پشت های نوک عقابی و... خواهد داشت که برای آن این همه سر و دست می شکنید ؟ آیا می دانید از بین رفتن زمین های کشاورزی ، ترکیب فرهنگ های ناهمگون و از بین رفتن فرهنگ غنی بومی دیر و بردخون ، افزایش ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی ، گرانی و... از عوارض حتمی چنین تاسیساتی در چنین مناطقی است ؟
   البته اثربخشی صنعت درآمدزایی مانند نفت و گاز در مناطق کمتر توسعه یافته ای مانند دیر و نقش آن در توسعه شهرستان انکارناپذیر است اما نزدیکی آن به منطقه بسیار حیاتی حفاظت شده مند جای بسی تاسف است . 
   شهروند دیری !
   صادقانه بگویم شما به فکر توسعه نیاستید بلکه به دنبال تملکید ! تملک هر چه و هر که باشد . به تعالی فکر نمی کنید به تجمیع می اندیشید . به اینکه هر چیز مال شما و به نام شما باشد . برای شما باشد . در اختیار و انحصار شما باشد  و این سم است . خطرناک است . وحشتناک است . چنین تفکری به شما جسارت تهاجم می دهد . جسارت تحریف . جسارت توجیه . جسارت تهدید . بهانه توهین کردن به دست تان می دهد . منطقتان را کم رنگ می کند و شکست های احتمالی را برای تان غیر قابل تحمل خواهد کرد . دچار فکر خراب ، فکر بد ، فکر زشت می شوید . دچار توهم توطئه خواهید شد . و این زجرآور است . دردآور است . کابوس می سازد . بی خوابی می آورد . آرامش تان را می گیرد . داغان می شوید . خسته می شوید . خراب می شوید . ویران می شوید و فرصت توسعه و تعالی را از دست می دهید .
   5. و اما نجیرم!

 ادامه دارد...

 
 

محمدم از دشتی کاکی خورموج کبگان سرمک کردوان چاوشی زیزار درازی : ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ

 

۱۳۸٩/۸/۱٦

 

از هر دری سخنی...

 

زبان حال خیابان طالقانی خورموج!!

این روزها حال و احوال خیابان طالقانی خورموج اصلا خوب  نیست و این بدی احوال به مردم ساکن و رهگذران هم سرایت کرده است هرچند به نظر می رسد به دلیل تداوم چند ماهه قدری عادی شده باشد ولی بی تردید چنین نیست.چندی پیش بود که به دلیل معلوم گاز کشی خیابان را شکافتند و روزهای غبار آلودی را نثار ساکنین و رهگذران کردند....پس از آن  مردم با اندیشه تحمل این زمانه، که روزهای خوب خیابان فراخواهد رسید اما مجددا خیابان را این بار از دو طرف حاشیه شکافتند به قصد زیبا سازی و البته ساخت جدول!

زبان حال خیابان!!

خیابان زخمی که این روزهای تلخ  را در عمر خود ندیده است می گوید کدام جدول؟جدولی که سطح ورودی آب آن از سطح من بالاتر است چگونه روزهای بارانی (که به نظر می رسد به این منظور عمده ساخته می شود)آب در آن هدایت می شود؟ اگر هم هدایت شد؟ آب با کدام ترفتند از این همه سد معبری که هر چند متری درون جدول صورت گرفته عبور خواهد کرد؟ و مگر نه این است که اگر هدایت شد آنهم اگر! باز با یکسری مخلفات دیگر به خیابان رجعت می کند؟ تازه خیابان دو سوال دیگر هم داشت و دارد: چرا پس از هرچند ده متر جدول کشی برای رفاه حال رهگذران سواره و پیاده آسفالت کشی نمی کنید؟  و مهمتر آنکه از همه این ها گذشته جدول قبلیم چه مشکلی داشت؟! 

یکی بیاد این جدول رو حل کنه! 

 

انتصابات

این روزها گرچه ایام معمول انتصابات نیست ولی برای دشتی و دشتی ها در روزهای سپری شده معمول بود.از آنجا که غلامحسین زارعی فرماندار (اسبق)دشتستان فرزند دشتی با حکم وزیر کشور به فرمانداری شهرستان لنگه منصوب شدند تا این بار فرماندار نمونه استان موفقیت های خود را در خارج از استان مادری اش ادامه دهد.وبلاگ دشتی ها نیز با افتخار انتصابش  را تبریک گفته و برایشان آرزوی موفقیت می کند.ودشتی نیز با انتصاب سید علی هاشمی فرزند بردخون بعد ازمدت ها صاحب فرماندار شد.سید علی هاشمی که بخشداری بردخون و معاونت فرماندری شهرستان دیر را در کارنامه خود دارد از خانواده بزرگ فرهنگیان محسوب می شود  که به دشتی آمده تا روزهای روشنتری را به دشتی ها ارزانی دهد.

 

 

تورم هست نیست؟!

یکی از گفتمان مهم این روزهای مردم دشتی بحث گرانی یا همان تورم است  که برخی می گویند نیست!! ولی باور کنید هست!دانستن وجود آن نیز نیازی به اخذ دکترا اقتصاد و یا تخصص در امور مالی هم ندارد فقط کافیست زندگی کنید آن موقع هست که حسش می کنی...این در یک قلم جنس و کالا هم نیست...همه جا ردپایش هست علتش هم معلوم ولی هست..حداقل در دشتی هست. گرانی در این ایام سپری شده از کرایه تاکسی تلفنی ها گرفته تا سیب زمینی از رهن و اجاره تا انواع میوه از ظروف آشپزخانه تا ...هست. اگر جای دیگر نیست اینجا هست این گرانی ...هرچند خبر ها حاکی از نظارت سختگیرانه اداره اصناف هست ولی امید این اقدام تسریع یابد قبل از اینکه این افزایش قیمت ها عادی شود.

 

 

وفات والدین شهید..

در این ایام سپری شده بروز نرسانی خبر وبلاگ دو بزرگوار به رحمت خدا رفتند.یکی از آنان دی احمد بود یعنی همان مادراحمد  یعنی مادر شهید احمد براقی یعنی همان مادر خوش خلق خیابان شهید خسروپور خورموج که همه جوانان محل را دوست داست و جوانان هم .همو که هرچند سالها بود از شهادت احمدش می گذشت ولی این نبود که احمدش را از یاد برده باشد با شنیدن نام  احمد اشک در چشمانش حلقه می زد و ...روحش شاد.دیگری رئیس علی رزمی بود اهل روستای لاور شرقی پیر مردی که پدر شهید فرخ(اکبر) رزمی بود او که خود فرزند رئیس غلام رزمی از تاریخ سازان دشتی بود سالها عشق فرخ زیبایش او را در لاور ماندگار کرد و هر چند  گرد پیری بر رخسارش نمایان بود ولی هرگز او را پیر نمی یافتی هرچند فراق یوسفش او را سخت بی تاب کرده بود... براستی ما توانسته  ایم حق این مادران و پدران شهید را ادا کنیم؟؟   

 

سایه مرگ بر پسران دشتی!

داریم چه کار می کنیم؟ داریم چه می شویم؟ همراه با  چرا؟  و هزاران چرا بر این همه تلخی  همراه با فضایی که با مرگ جوان و نوجوانی ناکامی بر شهرستانمان حاکم می شود. آمار نیست نیازی هم نیست! فقط کافی است  قدمی برداری و بخوانی اعلامیه های ترحیمی که با پیشوند ناکام...در جای جای دیارمان است خویشاوند ،همسایه ،دوست،آشنا و...چرا؟ و تاسف آنکه اکثر آن وفات ها عاملی جز تصادف ندارد..چرا؟ و این از کجا می آید؟ این همه مرگ و تلخی این همه جامه مشکی این همه ...یکی به ما بگوید این جا چه خبر است؟ 

 

آب و هوا بس جوانمردانه...

آب و هوا دارد روبه سردی می رود و ساعات روشن بودن کولر ها دارد به پایان می رسد. هوای متغییر این روزها هرچند طبیعی است اما برای ما هیچ وقت طبیعی نمی شود و همین است که پیک ابتلا به سرما خوردگی در این روزهای سال در دشتی اتفاق می افتد ایام باد لهیمر و کوخت ، هدر هم به پایان رسید.اولین باران پاییزی بر دشتی بارید گرچه فراگیر نبود. آسمانمان روز به روز ابری تر می شود .دشتی ها دارند خود را برای زمستان کوتاه آماده می کنند..از همین روست که  این روزها ،روزهای اوج کار در دشتیست...امید زمستان خوشی آید و رود.. 

  

 پیشنهادات

این ایام سال به واسطه آب و هوای خاص حاکمه بر منطقه برای شما دو پیشنهاد داریم یکی اینکه با حفظ نکات ایمنی خواب شبانه را در بیرون از چهار دبواری منزل تجربه کنید که لذتی دارد بی حد هر چند در ساعات سحر بی شک سرما غالب خواهد بود ولی با درک شرایط مطمنا خوش می گذرد و دیگر اینکه تماشای آسمان این شب ها را از دست ندهید چرا که آسمان این شب ها را از این به بعد تا مدت ها به این خلوتی و پاکی نخواهید دید و علاوه بر آن دیدن دیدن آسمان خود بار علمی و معنوی دارد که باید تجربه اش کرد. پس گاهی به آسمان نگاه کنیم..

 
 

محمدم از دشتی کاکی خورموج کبگان سرمک کردوان چاوشی زیزار درازی : ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ

 

۱۳۸٩/۸/۳

 

از کردوان تا کالگری

 

با قدری تامل در تاریخ رفته بر دیار دشتی به خصوصیات چندی از دشتی ها پی می بریم که بی تردید یکی از آنها عالم پروری بوده و هست. هرچند به نظر می رسد کاربرد ماضی آن بیش از حال آن است اما واقعیت چیزی دیگری است که اگر دیروز فرزندان دشتی برای کسب دانش  پا در ره نجف می نهادند تا در آن دیار غریب ،قریب شوند تا امروز ببالیم از این همه عالم اندیشمند.امروزه روز ،نه تنها قم که تهران ،اصفهان و...فراتر از این ها فرزندان دشتی پا در این ره نهاده اند. فراتر آری ،یعنی همان که هر کجا علم باشد فرزندانی از دیار پارسی به آن دست یابند. و دشتی ها به عنوان فرزندان خلف دیار پارس فلات ایران اروپا را آمریکا را و... استرالیا را می پیماند برای کسب دانش.امروز دیگر راه یابی به دانشگاه های برتر اروپا و آمریکا برای دشتی ها امری عادی شده است آنها چشم به برترین ها دوخته اند(تک رقمی های رنکینگ جهانی).این ها اغراق نیست اتفاقی است که رخ  داده و می دهد.
اما در دشتی برخی نقاط بیشتر به این عالم پروری شهره هستند و بی شک کردوان در راس آنها قرار می گیرد.آبادی قرار گرفته در فاصله 65 کیلومتری جنوب غربی خورموج ،سابقه ای روشن در این زمینه دارد به طوری که به جرات می توانم بگویم در هیچ آبادی کشور این همه عالم دینی پرورش نیافته اند تعدد دانشمندان حوزوی کردوان هم سبقه ی چند صد ساله دارد.اما این نیست که از حضور اندیشمندان دانشگاهی محروم باشد.   
حال با این مقدمه کوتاه می خواهیم یکی از این ستاره های دانش کردوان دشتی را به شما معرفی کنیم. ستاره ی  که متاسفانه آنگونه که شایسته و زیبنده بوده است مورد تجلیل و تقدیر قرار نگرفته اند و حتی در آسمان دشتی نیز غریب می باشد.
Dr.Hassan Hassanzadeh

دکتر حسن حسن زاده  عضو هیات علمی و پژوهشگر دوره فوق دکترا مهندسی نفت دانشگاه کالگری کانادا ،فرزند اندیشمند دشتی چهره ی شناخته شده در مهندسی نفت ایران محسوب می شود او بواسطه سابقه درخشان خود در عضویت در هیات علمی دانشگاه صنعت نفت و  مدیریت پژوهش و توسعه شرکت ملی نفت همچنین تدریس موفق در دانشگاه صنعتی شریف در میان اساتید برتر ایرانی این رشته جایگاه ممتازی دارد. فرزند آبادی عالم پرور کردوان با توجه به ارائه ده ها مقاله در کنفرانس های بین المللی و ژورنال های تخصصی ،عضویت در انجمن زمین شناسان نفت آمریکا،مهندسی نفت جهان ،مهندسی شیمی ایران و...چهره ی شناخته شده مهندسی نفت در مجامع علمی جهان نیز محسوب می شوند.
حاال می خواهیم دکتر حسن زاده که متولد آبادی کردوان ،دانش آموخته دوران ابتدایی و راهنمایی مدارس کردوان ،ریاضی و فیزیک دبیرستان شهید مطهری خورموج،مهندسی شیمی دانشگاه صنعت نفت،ارشد مهندسی شیمی دانشگاه تهران و دکترا مهندسی نفت دانشگاه کالگری را بیشتر بشناسیم و به داشتنش افتخار کنیم. 

مصاحبه ی که در ادامه می خوانید به دلایلی معلوم از طریق خطوط آنلاین  صورت گرفت.این لطف دکتر بود که زحمت جواب های مفصل پیش رو را کشیدند، ضمن آرزوی سلامتی برای دکتر حسن زاده و خانواده بزرگوارشان ،تشکر ویژه دارم از دوستم مهندس بهزاد بختی(نفراول آزمون ارشدمهندسی نفت88و از دانشجویان اسبق دکتر)که نگارنده را در طرح برخی سوالات همیاری کردند.

دلیل انتخاب مهندسی نفت،به عبارتی چه شد که مهندسی نفت را انتخاب کردید؟
سال ۱۳۶۸ که ما وارد دانشکده نفت شدیم همه با یک کد واردشدیم. پس از یک سال تحصیل بایستی انتخاب رشته می کردیم . رشته هایی رو که باید انتخاب میکردیم عبارت بودند از:
مهندسی شیمی ، گرایش پتروشیمی
مهندسی شیمی ، گرایش گاز
مهندسی شیمی ، گرایش پالایش
مهندسی شیمی ، گرایش بهربرداری از منابع نفت (نفت)
مهندسی مکانیک ، گرایش  حرارت، سیالات
مهندسی برق ، الکترونیک

همه این رشته با یک کد پذیرش شده بود. پس از یک  سال با توجه به رتبه  ورودی,  دانشجویان  رشته مورد علاقه رو انتخاب میکردند.
خوبی دانشکده نفت اون زمان این بود که دانشجو ها تو یک سال وقت  داشتن که راجع  به رشته شون تصمیم بگیرند. من هم با شناختی که از رشته های مختلف پیدا کرده بودم و از نظر رتبه  ورودی مجاز به انتخاب تمام رشته ها بودم  رشته نفت رو انتخاب کردم. شاید احساسم این بود که ملموس تر هست و برام   بیشتر قابل درک  بود. به علاوه فکر میکردم اگر رشته نفت رو انتخاب کنم شانس این که بتونم تو جنوب کار کنم بیشتر است. اون زمان  مثل امروز به فکر این که ادامه تحصیل بدهند نبودند . تلاش میکردیم بتونیم مهندسی بشیم که کارمون  رو خوب بدونیم.

 
جایگاه و فعالیت های علمی و آموزشی دانشگاه و دپارتمان خود را توضیح دهید؟
 دانشگاه کلگری جزو ۷ دانشگاه تحقیقاتی برتر  در کانادا محسوب میشود که حدود ۳۰  هزار دانشجو  در ان در حال تحصیل هستند.
  
دانشکده  مهندسی دارای حدود ۲۸۰۰ دانشجو در مقطع کارشناسی , ۱۰۰۰ دانشجو در مقطع تحصیلات تکمیلی   ، ۱۶۰ عضو هیات علمی و ۵ دپارتمان مختلف میباشد.  این دپارتمان ها عبارت هستند از:

مهندسی شیمی و نفت
مهندسی مکانیک و ساخت و تولید
مهندسی عمران
مهندسی برق و کامپیوتر
مهندسی   ژئوماتیک
  
دانشکده مهندسی  در سال ۲۰۰۸ میلادی در بین ۳۷ دانشکده مهندسی  در کانادا  حائز رتبه برتر شد.
 دپارتمان مهندسی شیمی و نفت به عنوان یکی از دپارتمانهای مهم  این دانشکده  در زمینه های زیر فعال هست:
نفت و گاز
انرژی ومحیط زیست
فرایند و مواد
مهندسی پزشکی
بالغ بر ۳۰۰ دانشجو در دورهای تحصیلات تکمیلی  در دپارتمان مهندسی شیمی و نفت مشغول به تحصیل هستند. این دانشجویان در گرایش های مهندسی نفت، مهندسی شیمی، انرژی و محیط زیست  مشغول تحصیل هستند.  
 این دانشجویان در گروهها  و تیم های  پژوهشی و تحقیقاتی مختلف زیر نظر اساتید دانشکده  مشغول مطالعه و تحقیق هستند.  این دپارتمان دارای حدود ۴۰  عضو هیات علمی میباشد که در شاخه های فوق مشغول تحقیق و تدریس میباشند.
در دوره کارشناسی، دو دوره اصلی  مهندسی  شیمی  و مهندسی نفت و گاز ارائه میشود. همچنین زیر شاخه ها و گرایش های  فرعی مانند مهندسی نفت، مهندسی پزشکی،  مهندسی محیط زیست نیز ارائه میشود. 
اطلاعات کامل تر رو ممکنه از وب سایت دانشکده و دانشگاه بدست آورد ( لینک های مربوطه  در زیر ).

http://schulich.ucalgary.ca/
http://www.ucalgary.ca/
http://schulich.ucalgary.ca/chemical/

چشم انداز رشته مهندسی نفت را چگونه می بینید؟
با توجه به نیاز اجتناب ناپذیر بشر  به سوخت های فسیلی و دشوار شدن عملیات  تولید از مخازن نفت گاز صنعت نفت به تعداد  کارشناسان بیشتر احتیاج خواهد داشت.  در  آینده نزدیک تولید نفت  آسان نخواهد بود و مستلزم صرف  هزینه های بیشتر و کارشناسان بیشتری خواهد بود. مهندسی نفت با قدمتی حدود یک قرن در دو دهه اخیر دستخوش تغییرات زیادی شده است. هر چند این تغییرات مختص مهندسی نفت نمیباشد و در دیگر گرایش ها نیز دیده میشود ولی در نفت این تغییرات محسوس تر و بنیادی تر   به نظر می رسد.  شاید یکی از دلائل این باشد که دشوار شدن تولید از مخازن و پایان یافتن  دوره "نفت آسان" صنعت به دنبال روش های جدید برداشت نفت از مخازن است و در نتیجه دانشگاه ها نیز برنامهای آموزشی خود را جهت بر طرف کردن نیاز صنعت دستخوش تغییراتی  کرده اند.  دلیل دیگر می تواند  پیشرفت گرایش های دیگر مانند افزایش توان محاسباتی رایانه ها ( به عنوان مثال) با شد.  مطمئنا مهندسان نفت در آینده چالش های جدی تری روبرو خواهند  بود تا بتوانند نفت را از زیر زمین به روی زمین بیاورند.  
در مورد فعالیت های علمی و تخصصی خودتان و البته مهمترین و تاثیرگذارترین آن را شرح دهید؟
فعا لیت  پژوهشی من در شا خه جریان سیالات مانند نفت، گاز و آب در محیط های متخلخل مانند سنگهای  مخزن میباشد.  این شاخه از شاخه های بنیادی مهندسی نفت می باشد .  از کار برد های این پژوهش می توان به روش های ازدیاد  برداشت نفت و گاز از مخازن,  مطالعه  جریان آب در سفره های زیر زمینی آب  اشاره کرد.
 در حال هزار کاهش گاز های گلخانه ای مانند دی اکسید کربن به عنوان  یکی از مسائل مهم در سطح دنیا مطرح است. یکی از راههای جلوگیری از انتشار این گاز دفع دائمی،  با تزریق ان به  سفره های آب شور در اعماق زمین ( عمق های پایین تر از ۸۰۰ متر ) میباشد.  بر گشت  و نشت این گاز به سطح زمین میتواند مخاطره آمیز باشد. در نتیجه مطالعه این که چه اتفاقی برای گاز تزریق شده می افتد می تواند حائز اهمیت فراوان باشد. این یکی از پروژه هائی هاست که به ان  مشغول میباشم.

درسهای تدریسی شما دردانشگاه کالگری چه دروسی هستند؟
مبانی مهندسی مخازن
مهنسی بهره برداری
تاسیسات بهره برداری  

برترین دانشگاه های نفتی جهان؟
Texas A&M, Texas Austin, Stanfordدر امریکا و Calgary و Alberta در کانادا، Delft در هلند، امپریال کالج لندن، Heriot-Watt در اسکاتلند، NTNU در نروژ, UNSW در استرالیا

برترین اساتید نفتی ایران؟
شمار زیادی از هموطنان در دانشگاهای مختلف دنیا  مستقیم وغیر مستقیم با تحقیقات و تدریس  در زمینه  مهندسی نفت فعال  هستند و اکثر اونها آدمهای موفقی  هستند. از اونایی که مستقیما با مهندسی نفت سرو کاردارند در  دانشگاهها ی   خارج از کشور  دکتر  عباس فیروزآبادی   و دردانشگاهها ی  داخل کشور   دکترریاض  خراط رومیتونم نام ببرم که در زمینه کاری خودشون خیلی موفق بودند. 

دشوارترین و آسانترین(شیرین ترین)مباحث علمی مهندسی نفت؟
شیرین ترین لزوما آسانترین نیست!
معمولا مسائل کاربردی آسانتر هستند تا مسائل پایه ای و بنیادی .  مسائل پایه ای و بنیادی  مستلزم تفکر عمیق تر و تمرکز بیشتری میباشند و غالبا شیرین تر از مسائل کاربردی هستند.

علت توسعه نیافتن مخازن نفتی ایران در نرمال جهانی چیست؟
- عدم بکارگیری مهندسین و کارشناسان  کاردان در حوزه های تصمیم گیری کلان مخازن نفت و گاز  و در نتیجه دلسرد شدن نیروهای انسانی زبده و کاردان.
- عدم وجود ساختار  پژوهشی مناسب در حوزه  مخازن نفت و گاز
- ارتباط خیلی ضعیف صنعت و دانشگاهها 
- استاندارد نبودن توسعه دوره های تحصیلات تکمیلی در دانشگاهها
  

نقش همایشها و کنفرانسهای علمی تا چه حد می تواند درزمینه های علمی و صنعتی موثرباشد؟
- به هر حال این گونه همایش ها و کنفرانسها یکی از راههای اصلی ارتباط پژوهش گران در حوزه های مختلف میباشد.  معمولا طرح یک  مساله در یک  کنفرانس بین المللی میتواند به تبادل افکار بیانجامد و در نهایت به حل   یک مشکل  منجر گردد. به اضافه این که معمولا در این گونه کنفرانس ها افراد صاحب نظر زیادی شرکت میکنند و طرح یک  مساله  یا  ارائه حل یک  مساله میتواند مورد داوری قرار گرفته و تصحیح شده و پخته تر گردد.  

عوامل موفقیت دکتر حسن زاده؟
توکل به خدا ، تلاش و لطف پروردگار

به نظر شما مهمترین راهکاربرای توسعه استان با توجه به اینکه استان ما یک استان نفتی و گازی است؟
 توسعه آموزش عالی در سطح تحصیلات تکمیلی در  زمینه های بالا دستی و پایین دستی نفت  و گاز و تقویت ارتباط دانشگاه  خلیج فارس با صنعت   میتواند به توسعه استان کمک زیادی کند.  همچنین اجرای طرحهای  ضربتی   تربیت نیروی انسانی  در سطح تکنیسین در شاخه های مختلف  مانند  برق ، تاسیسات، مکانیک، ابزار دقیق، بهره برداری و .....  با ایجاد آموزش گاه های فنی و حرفه ای متعدد در سطح استان  توسط وزارت نفت با هدف اشتغال نیروهای بومی اهمیت زیادی دارد . این طرحها می تواند به شکلی اجرا شود  که فارغ التحصیلان به محض فراغت از تحصیل در تاسیسات نفت و گاز مشغول به کار شوند . استفاده از حضور شرکت نفت در تقویت زیر بناها مانند را ههای  ارتباطی ، راه آهن ، فرودگاهها، بیمارستان ها ، مراکز آموزشی ....... می تواند مفید باشد. توسعه صنا یع جانبی نفت و  گاز   در استان  به منظور تبدیل مصولات پتروشیمی به مصولات با ارزش افزوده  از اهمیت فراوان برخوردار میباشد. حفظ محیط زیست و تاکید بر توسعه پایدار منطقه  بایستی در راس کارهای   برنامه ریزان قرار گیرد.  این ها نمونه هایی از راهکارهای توسعه میباشند.

توصیه علمی و اجتماعی جناب عالی به جوانان استان خاصه کسانی که دانشجو ودانش آموخته مهندسی نفت هستند چیست؟
آنهایی که دانشجو هستند سعی کنند درسشون رو خوب بخونند و تلاش کنند مهندسان خوبی بشن و  فرصت خوبی رو که الان  داران  از دست ندن .  اون هایی هم که مهندس شدن سعی کنند  از فرصت های بیشماری که جهت کسب تجربه وجود دارد غافل نشوند.  همچنین سعی کنند خودشون رو از نظر علمی  به روز نگاه دارند و سعی کنند  با مطالعه  مقالات ، گزارشها و  اخبار   مربوط به کارشون در ارتباط با پیشرفت های رشته خودشون در سطح دنیا قرار  بگیرند. اون های هم که قصد ادامه تحصیل دارند در صورتی که علاقه دارند  اقدام کنند. چیزی غیر از علاقه نمیتواند یک نفر رو وادار کند به مدت حد اقل ۴ سال   به صورت جدی و اصولی روی یک مساله فکر کند که منجر به ارا یه   یک  ایده و یا نظر جدید شود. 

ارتباط شما با ایرانیان خاصه هم استانی ها در خارج ازکشور چگونه است؟
خوب در کلگری با دوستان ایرانی  زیادی در ارتباط هستم .
با آقای سهراب زنده بودی در دانشگاه  واترلو(دانشجوی دکترا شیمی اهل تنگستان) در ارتباط هستم
آقای محمد رضا حیدری(دانشجوی دکترا مهندسی نفت کلگری اهل دشتی) رو مرتب میبینم و با هم ارتباط  داریم.
ارتباط  در حد mail-e یا مکالمه تلفنی جهت احوالپرسی  با دکتر وراوی(دکترا نفت از دانشگاه آستین تگزاس اهل دشتی) دارم.    

جناب دکتر آیا شما به دیگر رشته های علمی هم علاقمند هستید؟
 از مهندسی عمران-آب  مواردی مانند  جریان آب در سفره های زیر زمینی آب
از مهندسی مکانیک  انتقال حرارت  در محیط های متخلخل

 معلمانی که در موفقیت شما  تاثیر گدار بوده اند از چه کسی یا کسانی نام می برید؟

معلمان خیلی خوبی داشتم که اگر بخوام همه رو اسم ببرم  لیست بلندی خواهد شد. ولی اگر بخوام از هر دوره یکی رو اسم ببرم 
 در دوره ابتدایی آقای مرشدی
در دوره راهنمایی آقای سنگری
در دوره دبیرستان آقای آزاده
دردوره لیسانس  آقای دکتر عسکرصبی
در دوره فوق لیسانس آقای دکتر خیرخواه
در دوره دکترا آقای دکتر پولادی درویش

آنجا که هستید بیشتر دلتان برای کی و کجا تنگ می شود؟
خانواده، اقوام و دوستان. کردوان که بزرگ شدم ،  دشتی و بوشهر، کار کردن تو ایران، .............

علاقمندیم یک بیت شعر  که آنرا هر از چند گاهی فرزند کردوان زمزمه می کند رابرای ما بنویسید...
 مـکـن حافـظ از جور دوران شکایت
چـه دانی تو ای بـنده کار خدایی

اینان چه در ذهن شما تداعی  می کنند:
دکترعبدالجلیل وراوی: جدی و با خدا
دکتر حسن حسن زاده: کوچک همه شما
دشتی :  دیار مردم مهمان نواز و خونگرم ، علما، سادات، ادیبان و اندیشمندان  
دشتی ها: اهل  شعر و ادب
کردوان: زادگاهم
جنوب: دلیران تنگستان، دریا، گرما و شرجی، نخل    

گر نکته ی ناگفته ی مانده ما را میهمان کنید.
در پایان برا همه آرزوی سلامتی میکنم. 

 
 

محمدم از دشتی کاکی خورموج کبگان سرمک کردوان چاوشی زیزار درازی : ٦:٤٥ ‎ب.ظ

 

 
محمدم از دشتی کاکی خورموج کبگان سرمک کردوان چاوشی زیزار درازی



نویسندگان
محمدم از دشتی کاکی خورموج کبگان سرمک کردوان چاوشی زیزار درازی


آرشیو وبلاگ
امرداد ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳

www.flickr.com

لینک دوستان
نصير بوشهر
نسیم جنوب
دکتر عبدالمجید مصلح
اکبر منصوری نسب
ابو حنانه
عبدالمهدی حاجيانی
خورموج
پادشاه عالم
ماندستان کاکی
تیک تاک
وحدت کاکی
نگار عشق
عکسهای دشتی
حسن عبدی
امين چاه شوری
شهرداری خورموج
انجمن آينده سازان توسعه جنوب
رضا دشتی منش
کريم جعفری
اکبر شيخ زاده/تورنتو
بوشهر.دات.کام
ايرانجوان خورموج
آزادی خورموج
سجاد زنده بودی
دهستان طسوج
سايت خبری جويا
استاد س.محمدرضا هاشمی زاده
بوجیکا
شعر دشتی
تاريخ دشتی
سادات دشتی
هیرو
حاج علی زينبی
زنده ياد دکتر احمد ظريف فرد
هواشناس
محمد باقر حاجيانی
شوق وصال
چشوک
خبر دير
عبدالحميد پهلوزاده
هيات صاحب الزمان(عج کردوان
تنگستانی ها
خورموج
بوشهری های مقیم تهران
حسن غلامی
فراز بهزادی
عمو اروند
مشقهای خط خطی
مقالات کامپيوتر
مدرسه بقیه الله(عج)
محمد جواد غريبی
مانيفست آدمک کشی
شاگردان آیت الله دکتر آلبویه
ستاره عشق
دکتر طالب موذنی
باغ سيب صداقت
نشريه الکترونيکی بازدم
علیرضا عمرانی
مهدی چاه شوری
دانشگاه آزاد خورموج
ضيافت(سجاد واعظی
حميد شکيبا
از خنده ها و خاطرات
مهری غريبی
کیان جنوب(عمار شهنیایی
رضا جمالی حاجیانی
در اندیشه فردا(م.محمدی
خبرگزاری خلیج فارس
سمیرا بهزادی
عباسعلی شعبانی
ماشاالله شیخیانی
نون و نمک
اندیشه گر
حسین حیدری
نیمدری
طراحی قالب
علی امیر نژاد
ابراهیم دانش
واحد خواهران هیات صاحب الزمان کردوان
یک قدم تا بی نهایت
اشوم خرگی(سید علی.ن.حسینی
مهندس مصطفی احمدی
بردخون
وبگرد(حسین حاجی پور
از دیار کاکی(محمد احمدی
گروه تحقیقاتی وبزن
ستاد بازسازی عتبات دشتی
حسن صداقت
ابوالفضل منصوری نسب
یا حسین(ع) سالار زینب
فردای دیگر(جواد دشتی منش
مهندس علیرضا چمکوری
پسری همراه خاطراتش
دشتی دشت آرزوها(م.مغدانی
خاطره ها نمی میرند(ف.احمدی
مهندسی عمران(ک.کردوانی
هجوم سایه ها(محسن حیدری
کردوان علیا(علی متفق جو
امام زادگان دشتی(ع.متفق جو
سادات کاکی(س.ش.حسینی
روستای سنا
صادق و سعید زنده بودی
دانشجویان حسابداری آزاد بوشهر
عباس قبادی
هزاردستان(علی امیرنژاد
علی وار(دشتی
رحمان نجفی
مردومان مسیله(مجیو
فایز دشتی
مقالات مهندسی عمران
چرت و پرت های یک حسن
علی شیخیانی
برمصاد دیارمن خورموج
ساسان صالح احمدی
دکتر مهدی نیک نفس
غلامرضا حیاتی
سعید صالح احمدی
حسابدار قرن
گریه ی اشک ها
روستای فقیه حسنان
پلیسور
الیاس شهدوست
غزل سرا
تازهای جهان
گلستان هنر
شهر من کاکی
همکلاسی
دهداری-عسلویه
روستای ناری
تنهایی
امید به خدا
کمیل قحطان
فتوبلاگ "سی"
سلت(چیله)
هواداران شاهین
سلام دیر
برانوش
مهندسی شیمی
قدرت پرواز
عکس های حافظه دوربینم
دانشجویان هرمزگانی دانشگاه رجایی تهران
زیست شناسان دوم دبیرستان
داوران فوتبال دشتی
دکتر غلامرضا جعفری نیا
عقاب خورموج
آزادی شنبه
باشگاه فوتبال دهداری
روستای دهوک
مسجد جامع خورموج
دکتر ابوالقاسم شریف زاده
مهندس محمد آتیار
دو راهک
مروارید جنوب
به سوی ظهور
شیرین تر از عسل
شاهین خورموج
روابط عمومی خورموج
چاه حسین جمال
ابوذر زارعی
یوسف اسکندری
غلامعلی زارعی
عشایر قشقایی دشتی
انیمیشن سازان دشتی
غلامرضا ابراهیمی
الیاس سلیمی
شعر شنبه
تروشک
زیارت ساحلی
خورموج سر خط!
گالری ماهور
فاضل عاشوری
داستان های من و پتروشیمی خارک
کیان جنوب
صدف جنوب
سیدمحمد جواد رکنی
روستای درازی
مسجد قائم آل محمد دشتی
حرف هایی که نزدم
فاصله های بی رنگ
من و پدرم
مهندس اسدپور خواجه گانی
زنده یاد عیسی شوقی وحدت
کهنوج،نگین رودبارزمین
روح الله تمییزی نژاد
محمد حسین بکمی
چرتکه
تی فو نو
چرند و پرند
پاس کاکی
سنا نیوز
چراغ های رابطه
فایز دشتی
سافت بال خورموج
مهدی شیخیانی
دست نوشته های من
زینب علیزاده
فاطمه اسماعیلی
شعر و ادبیات کردوان
فوتبال کردوان
استقلال اسماعیل محمودی
کردوان سفلی،گذشته،حال و آینده
مسجد امام رضا(ع)خورموج
کانون فرهنگی هنری الغدیر خورموج
زیارت ساحلی از نگاه دوربین
چاووشی
اندیشه من=اندیشه تو
اخبار روز شاهین بوشهر
دل نوشته های یک سیوول
کاکی،شهر 300در
پهلوی پارسی
چیزی شبیه دلتنگی
سافتبال بانوان خورموج و ایران
نیلوفر خیال
وب سایت آیت الله منهاج دشتی
روستای باغ علی باقر
ابیانه:زیباترین روستای جهان
عزاداری سنتی بوشهر
یاداشت های شخصی آزاد
من و دوربینم
شیخیان- بست بلند
روستای زیارت ساحلی(نجیرم)
دل نوشته های من
تات وب
کاروانیان
انجمن وبلاگ نویسان کاکی
دوشاب دشتی
عشق وراوی
عشقم خورموج
خاطرات پشت كنكوري
رزمی ها(رئیس ها)
زیر آساک قلعه خورموج
♥best friends♥
Look Our Love
طوفان خورموج
آيم خوشي هسي
صدای روستای سنا
عکاسخانه
تیم والیبال دلیران دشتی
یادها و خاطره ها
کردوان سفلی
شروه
بهنام ابولی
مهدی تنو
وضعیت جوی خورموج
وضعیت جوی بادوله
وضعیت جوی فقیه حسنان
وضعیت جوی کبگان
وضعیت جوی سرمک
وضعیت جوی چاوشی
روستای احشام قائدها
پایگاه اطلاع رسانی بردخون کهنه
کردوان علیا
تابان خورموج
پایگاه اطلاع رسانی حاج آقا محمدی امام جمعه کاکی
زمین سبز
خاندان رزمی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]