
خبر چونان خبرهای این دست کوتاه تلخ شک آور ناگهانی و باور ناپذیر ولی گریزی نیست و به قول قیصر شعر ایران ناگهان چقدر زود دیر می شود.
حمید شبانگاه ماضی در حادثه دلخراش تصادف متحمل جرائت شدیدی می شود و در راه انتقال به بوشهر به رحمت ایزدی می پیوندد.../تشیع پیکر ایشان فردا خورموج از فرهنگسرای شهید شهریاری تا قبرستان خورموج.../
وبلاگ دشتی ها با تاسف و تاثر فراوان این حادثه دلخراش را به جامعه ادبی و هنری دشتی و تنگستان و خوزستانی ها مقیم دشتی تسلیت عرض کرده و برای وی علو درجات و برای خانواده داغدارصبر جلیل آرزومند
"حمید به شهرت آل یوسف ام.
در نیمه شب 27 مهرماه به یکی از سالهای سخت خدا که همه می گفتند
سال پر مهری است همان سال 55 بار مردنم در زمینی در فراسوی خرم شهری بدون سیب های کال به دنیا ..."
+مرحوم حمید از زبان حمید/وبلاگ شخصی مرحوم/نام من هیچکس+
" با اجازه خدای خنده های پسرم ...
درود
همیشه شاید فرصتی برای دلنوشته های دلتنگ که از خود تو هم خسته و دلتنگ شده باشد نباشد.
نام ... ندارم. نام من هیچکس.
حتی برای غربت و انزوای لحظه ها...
یادم هست که دلیلی برای آمدنم نبود اما...
آوردن ام.
آویزان افتادم...
تمام خود را فریاد کردم...
و آویزان افتاده تمام جیغهای مرا خندیدند!
تازه عادت کردم...
خودم را برای مثبتهای دیگران منها کنم"
+اولین یادداشت زنده یاد آل یوسف در وبلاگ شخصی /چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ساعت 14:51+
" بعد از سکونت در اهرم و عهده دار شدن مسئولیت انجمن ادبی اهرم/به تازگی مسئولیت صفحه ادبی هفته نامه بیرمی راه برعهده گرفته است در ضمن آل یوسف مدیر داخلی هفته نامه بیرمی را نیز برعهده دارد "
+خبری از مرحوم /وبلاگ دشتی ها /١٧آذر ٨٧/
شاید
مردن
حدیث رویشی برای دیگری،
باشد
+شعری از زنده یاد آل یوسف /کتاب وقتی دستم به خورشید نمی رسد+