از زبان مخاطبان دانا

وبلاگ دشتی ها در این یک دهه ی اخیر که بی اغراق توفیق این رو داشته تا از دشتی و دشتی ها بگه و یه قدری با این گفتن ها بزرگان دیار شعر شروه رو بیشتر بشناسونه و گاهی خبری تحیلی هم بوده،اگه نبود حضور شما مخاطبان دانا بی شک این عمر کوته تر از این بود که هست...حضورهایی که چه با ردپا یعنی نظر همراه بود وچه بی ردپا هماره دلگرم کننده بوده و هست و از این میان نظراتی اینقد نافذند که حیف فقط در بخش نظر بمانند باید رونمایی کرد از آنان تا بار دیگر بخوانیمشان همراه با تفکر دوباره;

در این پست سه نظر از مخاطبان خوش قلم بدستمان رسید که در ادامه با ذکر اسامی  خواهیم خواند:

عشق یعنی آنچه حاج غلام  به پایش ایستاد..

قربانی مقدم:

....به حاج غلام منفرد عزیز و تیم ایرانجوان و هواداران پرشور ایرانجوان و نیز به آقای ابولی عزیز تبریک میگم و از همه ی دشتیهای بزرگوار که جانانه از این تیم حمایت کردند تا به جایگاه شایسته اش دست یابد سپاسگزارم. همت حاج غلام ستودنی است زیرا عاشقانه در کنار ایزانجوان ماند تا آن را به اینجا رساند. کاش  مسولان شاهین بوشهر هم ذره ای از این همه ایثار و عشق را داشتند و دست از خودخواهی برداشته بودند تا بوشهر در تمام رده های تیمی از لیگ برتر تا دسته سه نماینده داشته باشد. عشق یعنی آنچه حاج غلام  به پایش ایستاد و به ثمرش رساند. حاج غدلام تو الگوی همه ی فوتبال دوستان و تیمداران هستی زنده باشی و خسته نباشی مرد آهنین دشتی و بوشهر

روی سخن با شما مسئولین محترم

تنیس روی میز سابق!:

با سلام اگر این اتفاقات در شهرستان دیگه رقم میخورد!برای هرکدوم روزها تحلیل می نوشتند!!ولی تو دشتی ما... اما در خصوص آنچه در نشست حضرات گذشت!! اول: آقای حصیری اگر یک مدیر مجرب بودند مطلقا اینگونه صریح در خصوص انتصابات حوزه خودش اظهار نظر نمی کردند!!بالاخره هر مدیری اختیاراتی دارد والبته محدودیت هایی!!تو کشور توسعه یافته که زندگی نمی کنیم!! دوم:آقای نصیری که اینگونه افاضات می فرمایند مگر خودش بر مبنای کدوم شاخص های شایسته سالاری مدت ها ردای مدیریت آموزش و پرورش دشتی را بر تن داشتند!! حالا که دیگه وقت رفتن شده نباید منت بزاری که مثلا... البته شاید تردید ایشان در خصوص اینکه "مجبور شدم مسئولیت آموزش و پرورش را بپذیرم"از این جهت بتوان تحلیل کرد که حق نیروهای مستعد تر دیگری بوده ولی شما در رودربایستی ناگزیر به پذیرش شدند!! که نتیجش هم افت آمار قبولی بچه های دشتی در ورود به دانشگاه بود!! سوم:از امام جمعه انتظار می رفت حرمت مهمان یعنی آقای حصیری را نگه می داشتند!!ولو اینکه با ایشان زاویه داشته باشند!! چهارم:شنیده"نشست فرماندار با اهالی رسانه"چی شد!! پنجم:آرزوی سلامتی و سفید بختی برای مدیر وبلاگ

شمام ها برای که کاشته می شوند؟!

بامداد:

امسال سال عجییب برای کشاورزان استان بود.بهارهمیشه علاوه برلذت بهاربودنش شیرینی دیگری برای کشاورزان داشت.به لطف آب وهوای معتدل زمستانه استان محصولات کشاورزی بهارهمچون نوبرانه است فروش خوبی داشت وسودخوبی رانصیب کشاورزان میکردو کشاورز راضی از لطف پروردگار زحمات طاقت فرسای شبانه روزیش را فراموش میکرد. بهار امسال اما نه خربزه قیمت داشت نه هندوانه و نه خبری از فروش گوجه فرنگی  که در هیچ جای کشور نبود.وضعیت به گونه ایی پیش رفت که اکثر کشاورزان از برداشت محصولاتشان به دلیل هزینه های گزاف برداشت منصرف شدند. واین گونه  شاید تلخی بهار 93 تا ابد از یاد کشاورزان منطقه دشت پلنگ نرود .
امسال ازابتدا حال وهوای دیگری داشت گرانی بیش ازحد نهادهای کشاورزی نشانه هایی از تلخی  بهار پیش رو میداد .اماکشاورز چاره ای نداشت چراکه نه شغل دیگری داشت و نه کار دیگری بلد بود .
امسال سال دومی بود که همزمان باپایین آمدن ارزش پول ملی وبالارفتن قیمت دلار؛ نهادههای کشاورزی ازقبیل سم کود وبذرسربه فلک میکشید حال فرقی نمیکند وارداتی باشد یا تولید داخل.حتا کودمرغ که نه تولیدی بودونه وارداتی وشاید سه سال پیش به پایین ترین قیمت به دست کشاورزمیرسید امسال هرکیلو  350 به دست کشاورزمیرسید و ربطش به دلارراکسی هرگز نمیداند.
قیمت بذرخربزه(شمام ) برای کسیکه قصدکشت داشت بالغ بر 200هزارتومان برای هرپاکت 1000عددی هزینه برمیداشت ودرصورت خریدغیرنقدی 30 تا 40 درصد به روی قیمت اضاف میشد. والبته برای هرهکتار 12 تا 14 پاکت لازم است. این قیمت پارسال 135 تا 150 هزارتومان برای هرپاکت بود.پلاستیک های  کشاورزی هم امسال به هرکیلو 7هزارتومان رسیدکه 2 هزارتومان درهرکیلونسبت به پارسال افزایش قیمت داشت.لوله و اتصالات افزایشی روزانه داشتند و هر چه به فصل کشت نزدیک تر میشدیم شیب افزایش قیمت تندتر.ازقیمت کود وسم بهتراست هیچ سخنی نگوییم که مشخص نیست طبق چه قاعده ای یبالامیرود.و در کل ثبات قیمت برای فصل کشت کلمه ایی تعریف نشده است . و هرکس به هرگونه ایی که از دستش بر میآید دست در جیب کشاورز بیچاره میکند و آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.

هزینه تمام شده برای کشت هرهکتارخریزه به بیش از 10میلیون میرسد که امسال با افت شدیدقیمت محصولات که درحال حاضربه زیرسیصدتومان رسیده است معلوم نیست ضررکشاورزان چه برسرزندگی آنها میآورد.از طرفی افزایش سوخت بهانه ی خوبی برای افزایش حمل و نقل میداد و تنها موردی که خبری از افزایش نداشت امید کشاورزان بیچاره بود که روز به روز رو به کاهش میگذاشت.
اکنون بعد از زجر 6 ماهه صدها نفر امثال بنده و خانواده های کارگران زحمتکش که تمامی امیدشان را در زمین کشاورزی میدیدند باید اندیشید که چگونه است که در کشور ما تولیدات کشاورزی اینگونه به جای  مرهم نهادن بر زخم های زندگی تولید کنندگان که همان کشاورزان باشند دردی بر درهای آنان افزون میکند.
با تشکر بامداد

/ 1 نظر / 20 بازدید
جواد

سلام آقا محمد آقا همین که بعد از بی خبری محض از خبرهایی که فقط میشه توی کوچه خیابون شنید و نه توی سایت های خبری که به قول خودشون فقط خبرای مهم رو میگن، میایم اینجا و از حال و هوای ولات آگاه میشیم، به لطف شما بوده و ایشالله مستدام باشه دمت گرم که اینهمه خوب پیوندها رو حفظ کردی استاد سعادتمند باشین ایشالله